تبليغاتX
رهاورد


رهاورد

مراقب افکارت باش ،    آنها  به گفتــــــــار تبدیل می شوند.

مراقب گفتارت باش ،     آنها  به کــــــــردار تبدیل می شوند.

مراقب کردارت باش ،    آنها  به عــــــــادت تبدیل می شوند.

مراقب عادتهایت باش،  آنها به شخصیت تبدیل می شوند.

مراقب شخصیتت باش ،  که ســــــــرنوشت تـــــو است.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:47 توسط سمیه| |
زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم،
هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم
غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا
در ضمن وقتي كه برايمان ديكته ميگن،فكرمان همه جا هست به جز... .وقتي كه ديكته تمام شد ما به فكر نوشتن آن هستيم...!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:46 توسط سمیه| |

بسم الله الرحمن الرحیم

 از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.

فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.

انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.

خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و  از باطل، از خطا و صواب، و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه...

و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.

انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد.

خدا فرمود: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:45 توسط سمیه| |

خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم.
- خدا گفت : پس مي خواهي با من گفتگو کني ؟
گفتم : اگر وقت داشته باشيد
- خدا لبخند زد ،
وقت من ابدي است .
- چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي ازمن بپرسي ؟
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟
-
خدا پاسخ داد...
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند .
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکي را مي خورند
این که سلامتشان را صرف بدست آوردن پول می کنند
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند
این که با نگرانی نسبت به آینده
زمان حال فراموششان می شود
آنچنان که دیگرنه در آینده زندگی می کنند و نه در حال .
این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد
و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند
خداوند دستهای مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .
بعد پرسیدم ...
به عنوان خالق انسانها ، می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد ،
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
اما می توان محبوب دیگران شد
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد ،
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد .
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی غمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ،
ایجاد کنیم .
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن التیام یابد .
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرند .
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقآ دوست دارند .
اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند .
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
و یاد بگیرند که من اینجا هستم
همیشه!

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:38 توسط سمیه| |
۱-خانمها مثل راديو هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند

۲-  خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد

 

۳-  خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون

۴-  خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.

۵-  خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه

۶- چرا خانمها نمي توانند نقشه بخوانند/ ..... براي اينکه فقط ذهن مرد هستش که ميتونه تجسم و درک کنه که يک کيلومتر با يک سانتي متر نشون داده شده

  ۷-  خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موضوعي بک فايل اطلاعاتي دارند

۸-  خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن

  ۹-  خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند

 ۱۰-  خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:17 توسط سمیه| |